خانه دریچه چالش‌های پیش روی ایجاد اشتغال در ایران و لزوم توجه به کارآفرینی
چالش‌های پیش روی ایجاد اشتغال در ایران و لزوم توجه به کارآفرینی
0

چالش‌های پیش روی ایجاد اشتغال در ایران و لزوم توجه به کارآفرینی

233
0

این نوشته قصد دارد موانع پیش روی ایجاد اشتغال در سال‌های پیش روی اقتصاد ایران را مورد بررسی قرار داده و به این سوال پاسخ دهد که چرا باید جوانان «کارآفرینی» را به جای «کارمندی» برای آینده خود برگزینند و نسبت به «استخدام شدن» امید چندانی نداشته باشند؟
هنوز هم مدرک دانشگاهی و معدل بالا یکی از معیارهای موفقیت در نزد جامعه ما محسوب می‌شود. اما باید دید آیا در آینده مدرک به دستان می توانند نقشی را که باید، برای خود و کشورشان ایفا کنند یا خیر؟

سونامی بیکاری:
بنابر آمارهای غیر رسمی و طبق برآورد بعضی اقتصاددانان، جمعیت فعلی بیکاران کشور بیش از ۱۰ میلیون نفر است. اگرچه این آمار نسبت به گزارش‌های مرکز آمار ایران و بانک مرکزی از رسمیت کمتری برخوردار است، اما قابل استنادتر است؛ چرا که معیارهای تعیین شده توسط سازمان‌های رسمی به گونه‌ای است که جمعیت بیکاران را در حداقل ممکن نشان می‌دهد.
درواقع سایر شاخص‌های اقتصادی نیز گزارش نخست را تایید می کند؛ حدود ۴۰ درصد جمعیت زیر خط فقر (طبق گفته استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا – دکتر حسین راغفر)، شاخص فلاکت بالای ۴۰-۳۰ درصد و سایر شاخص‌های کلیدی اقتصاد کشور نشان از آن دارد که گزارش دوم آمار بی‌کاری را نشان نمی‌دهد، بلکه آمار افرادی را نشان می‌دهد که باز هم از قیف گشاد تعریف کار از سوی مرکز آمار عبور نکرده باشند – تعریف سربازی و خانه‌داری به‌عنوان شغل، و شاغل محسوب نمودن کسانی که یک ساعت در هفته کار کرده باشند از جمله مواردی است که باعث می‌شود آمارهای رسمی چندان به واقعیت نزدیک نباشد.
ازطرفی تا سال ۱۴۰۰حدود ۷ میلیون فارغ‌التحصیل دیگر وارد بازار کار خواهند شد. این درحالی است که نرخ بیکاری فارغ‌التحصیلان درحال حاضر حدود ۴۰ درصد است که این نرخ درحال افزایش است و این آمارها نشان ازآن دارد که به زودی با سونامی بیکاری افراد متخصص مواجه خواهیم شد.
با توجه به این که عمده جمعیت جویای کار درحال حاضر و درسال‌های آینده افراد تحصیل‌کرده و متخصص هستند و ایجاد اشتغال برای افراد متخصص زمان‌برتر و هزینه‌برتراست؛ بنابراین به عقیده کارشناسان درسال‌های آینده با پدیده «شکاف ساختاری بازارکار» مواجه هستیم؛ به این معنا که هم به لحاظ کمی اختلاف بزرگی بین عرضه و تقاضای شغل خواهیم داشت و هم به لحاظ کیفی و طبق برآوردهای انجام شده درخوش‌بینانه‌ترین حالت و بافرض رشد ۵ درصدی، نرخ بیکاری درسال ۱۴۰۰خورشیدی ۱۶% خواهد شد (پیش‌بینی مربوط به سال ۹۲ است که به نظر می‌رسد با توجه به عدم تحقق رشد ۵ درصد در سه سال بعدازآن، درحال حاضر چشم‌انداز بدتری درپیش رو داریم).
به عقیده غلامعلی فرجادی، عضو هیات علمی موسسه آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه‌ریزی کشور، برای ثبات نرخ فعلی بیکاری حداقل نیاز به سالانه ۶ درصد رشد اقتصادی داریم. حال باید دید کشوری که در ۴۰ سال گذشته میانگین رشد اقتصادی آن ۲.۱% بوده است درشرایط موجود می‌تواند به این رشد اقتصادی (و یا رشد ۸% که دربرنامه ششم توسعه هدف‌گذاری شده است) نائل شود یا خیر؟

پدیده چسبندگی, بدهی بانکی دولت و دارایی های منجمد بانک ها:
نکته دیگری که باید به آن توجه کرد پدیده چسبندگی در بازار کار است؛ به این معنا که با افزایش تولید، شغل‌های بیشتری ایجاد می‌شود، در حالی که پس از آن در پی رکود تولید، اشتغال متناسب با این رکود کاهش نمی‌یابد. به دلیل وجود چسبندگی بالا در بازار کار کشور نباید انتظار داشت اشتغال، متناسب با رشد اقتصادی افزایش یابد. چرا که بسیاری از بنگاه‌ها به دلیل وجود مازاد نیروی کار در نتیجه تعدیل نامتناسب نیرو به نسبت رکود، پایین‌تر از ظرفیت اسمی خود فعال‌اند و در صورت ایجاد گشایش‌هایی مبنی بر رونق، با نیروی انسانی جاری قادرند به ظرفیت اسمی خود بازگشته و تنها بهره‌وری و میزان تولید را افزایش دهند.
از نشانه‌های نگران‌کننده دیگر اقتصاد ایران این است که طی یک دهه اخیر نقدینگی در اقتصاد ۱۵ برابر شده است و اکنون مقدار نقدینگی مرز یک میلیون میلیارد تومان را رد کرده است؛ درواقع کنترل تورم ناشی از این حجم نقدینگی رها شده دراقتصاد مانعی جدی بر سر راه شکوفایی اقتصاد ایران است به گونه ای که دولت یازدهم درحالی کنترل تورم را به عنوان یکی از عملکردهای درخشان خود می داند که تا کنون نتوانسته تاثیر مثبت چندانی بر رفاه مردم بگذارد. درواقع دولت دراین سه سال با تجمیع تمام قوای خود توانست تنها جلوی تورم افسار گسیخته را بگیرد و بس.
بدهی دولت به بانک ها درحال حاضر ۱۲۰هزار میلیارد تومان و بدهی به بانک مرکزی نیز ۱۲ میلیارد تومان است و این رقم چیزی حدود دوبرابر درآمد نفتی برآورد شده در بودجه ۹۵ است. از طرفی دارایی بانک ها به شکل منجمد درآمده است به گونه ای که امکان به گردش درآمدن این دارایی‌ها دراقتصاد وجود ندارد و وضعیت این دارایی‌ها به گونه‌ای است که نه تنها بدهکاران بانکی تمایل به پرداخت بدهی‌های خود ندارند بلکه عمدتا منافع خود بانک ها دراین است که این دارایی‌ها وصول نشود.

الزامات رشد ۸ درصدی و چالش های دیگر:
به گفته مسعود نیلی استاد اقتصاد دانشگاه شریف و مشاور اقتصادی دولت یازدهم رشد ۸ درصدی نیاز به سرمایه‌گذاری ۱۸۰ میلیارد دلار در سال است که سهم سرمایه‌گذاری خارجی از این رقم ۵۴ میلیارد دلار است. این درحالی است که سرمایه‌گذاری خارجی درسال گذشته کمتر از ۲ میلیارد دلار بوده است و همان‌طور که گفته شد میانگین رشد اقتصاد ایران در ۴۰ سال گذشته تنها ۲.۱% بوده است.
تنگنای مالی, غیر صعودی بودن نفت و سرمایه‌گذاری پایین سه مانع عمده رشد اقتصادی ازدیدگاه این اقتصاددان برجسته است که به نظر می رسد برداشتن این موانع از سر راه رشد اقتصادی و ایجاد اشتغال، در سال‌های پیش رو مقدور نیست. همچنین عمده اقتصاددانان کشور دراین نکته اتفاق نظر دارند که رفع مشکلات اقتصادی کشور از عهده دولت خارج است و نیاز به همکاری تمام قوا و تجدید نظر در بعضی سیاست‌ها از سوی نظام سیاسی است که به نظر می رسد به این زودی‌ها این اتفاق نخواهد افتاد.
این نوشتار قصد ناامیدی مخاطب را ندارد اما باید بپذیریم که امیدواری بی‌جا می تواند خسارات جبران ناپذیری برای آینده ما داشته باشد و واقع‌گرایی و دوری از خوش‌خیالی و رویاپردازی می تواند مارا به نتایج بهتری برساند.
این نوشتار قصد دارد توضیح دهد که افراد متقاضی کار و افرادی که در شرف ورود به بازار کار در سال‌های آتی هستند در حال حاضر نباید هیچ‌گونه امیدی به دولت برای ایجاد اشتغال داشته باشند و به زبان ساده‌تر این افراد که عمدتا فارغ التحصیلان دانشگاه‌ها و دانشجویان هستند باید دور گزینه «استخدام شدن» را خط بکشند.
بنا به گزارش معاونت پژوهش‌های اقتصادی که تجربه ۱۳ کشور را که توانسته‌اند در دهه‌های اخیر رشد اقتصادی ۸% و بالاتر به صورت مستمر داشته‌اند مورد مطالعه قرار داده است, دو ویژگی عمده این اقتصادها یکی داشتن استراتژی منسجم رشد اقتصادی و دیگری تحول ساختار اقتصادی از اقتصاد مبتنی بر تولید محصولات کشاورزی اولیه و خام به اقتصاد صنعتی و خدمات مولد است.
هم چنین ۵ ویژگی مشترک همه این کشورها به قرار زیر است:
۱. بهره‌برداری کامل از ظرفیت اقتصاد جهانی
۲. حفظ ثبات اقتصاد کلان
۳. داشتن میزان بالای پس انداز و سرمایه‌گذاری
۴. به کارگیری مکانیسم بازار به عنوان تخصیص‌دهنده اصلی منابع
۵. داشتن دولت متعهد به رشد، معتبر نزد عموم و توانمند
بررسی جداگانه هرکدام از این معیارها و تطبیق اقتصاد ایران با آنها از حوصله این نوشته خارج است اما به جرأت می توان گفت کشور ما در حال حاضر به هیچ عنوان نمی تواند لوازم ضروری رشد بالا را فراهم کند به گونه ای که جویندگان کار کمترین امیدی به یافتن شغل داشته باشند. در واقع دولت در سال‌های آینده اگر بتواند از پس هزینه‌های بیمه, حقوق بازنشستگی و سایر هزینه‌های خود برآید شاهکار کرده است.

بیکاران محترم؛ ازاین طرف!
حال سوال این است که خیل عظیمی که درآینده قرار است به جمعیت بیکار اضافه شوند چه راه دیگری در پیش رو دارند؟
به عقیده نگارنده تنها راه حل این معضل توجه جدی‌تر به مقوله کارآفرینی است. در واقع هرکدام از جویندگان کار به جای این که امید به استخدام داشته باشند باید سعی کنند کسب و کار خود را در آینده داشته باشند. این گونه است که می‌توانند تهدید بیکاری را به فرصت تبدیل کنند. در اقتصاد ایران در عین وجود چالش‌های جدی که به برخی آنها اشاره شد، فرصت‌های متنوع برای کارآفرینی و ایجاد کسب و کار وجود دارد؛ فقط کافی است این فرصت‌ها شناسایی شده و با همت و جدیت بیشتری به این عرصه وارد شد. البته طبیعتا همه نمی‌توانند کارآفرین شوند اما همان‌طور که گفته شد برای درصد بالایی از جوانان راهی بجز کارآفرینی نمانده است!
درحال حاضر دانشجویان سعی می‌کنند خود را با معیارهای «کارمندی» سازگار کنند تا بتوانند آینده‌ای بهتر داشته باشند اما باید بدانند که این کار به منزله آب در هاون کوبیدن است چرا که همه آمارها و شاخص‌های اقتصادی نشان می‌دهد که در واقع استخدام چندانی صورت نخواهد گرفت که دانشجویان بخواهند بر سر آن رقابت کنند.
شواهد حاکی از آن است که روند اداره دولت در سال‌های آتی نیز کماکان با همین روند ادامه خواهد داشت و درصورت تداوم روند موجود و درخوشبینانه‌ترین حالت، در سال‌های آینده تنها برای ۱۰ الی ۲۰ درصد دانشجویانی که در شرف ورود به بازار کار هستند شغل وجود خواهد داشت. بنابراین جوانان باید توجه داشته باشند که اگر آنها نیز بخواهند با همین فرمان جلو بروند در آینده‌ای نه چندان دور چیزی حدود ۱۵ میلیون انسان بیکار و سرگردان خواهیم داشت؛ کسانی که متخصص شده‌اند اما تخصص آنها نه به درد خودشان می‌خورد و نه به درد کشورشان! کسانی که اگر تصمیمات هوشمندانه‌تری نگیرند، در عین حال که فرصت این را دارند که آینده خود و کشورشان را بسازند، این پتانسیل را نیز دارند که به تهدیدی جدی برای کشورشان تبدیل شوند!

(233)

https://telegram.me/businesstrend
کاظم بهرامی کاظم بهرامی دانشجوی رشته اقتصاد دانشگاه اصفهان است و به حوزه کارآفرینی علاقه دارد.

دیدگاه خود را بیان کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا جای خالی را پر کنید Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.