Home اینفوگرافیک رازهای پشت پرده استارتاپ‌ها: تعارضاتی که شراکت‌ها را نابود می‌کند (اینفوگرافیک)
رازهای پشت پرده استارتاپ‌ها: تعارضاتی که شراکت‌ها را نابود می‌کند (اینفوگرافیک)

رازهای پشت پرده استارتاپ‌ها: تعارضاتی که شراکت‌ها را نابود می‌کند (اینفوگرافیک)

213
7

اگر شما هم در کسب‌وکار خود شریکی دارید، جر و بحث تقریباً چیزی اجتناب‌ناپذیر است. در واقع، 62 درصد استارتاپ‌ها به دلیل بروز تعارض بین تیم مؤسسان شکست می‌خورند. نگاهی به برخی تعارضات متداول در استارتاپ‌ها بیاندازید. شما چه نظری درباره راه‌حل‌هایی که ارائه شده دارید؟

(برای مشاهده تصویر در ابعاد بزرگ‌تر روی آن کلیک کنید.)

رازهای پشت پرده استارتاپ‌ها

وقتی شما دو یا چند فرد بلندپرواز با پیشینه‌های مختلف را کنار هم می‌گذارید و از آن‌ها می‌خواهید با اندک پولی و ترس مستمر از شکست با هم کار و زندگی کنند، بروز تعارض امری اجتناب‌ناپذیر است. زن و شوهرها سالی 321 بار با هم مشاجره می‌کنند! اگرچه هیچ آماری درباره مشاجره بین مؤسسان یک استارتاپ وجود ندارد، احتمالاً نباید آمار آن چندان تفاوتی داشته باشد.

اولین قدم جهت پرهیز از چنین تعارضاتی اجتناب از شرکای نامناسب است. آن‌ها چه کسانی هستند؟ اصولاً می‌توان آن‌ها را به چند دسته تقسیم کرد:

انواع شرکای نامناسب برای شروع یک کسب‌وکار

اول از همه، شما باید فرد (افراد) مناسب را انتخاب کنید. مانند ازدواج، وقتی را صرف کنید تا فرد مناسب را پیدا کنید. انتخاب‌های نادرست بسیاری پیش روی شما خواهد بود. در ادامه چند دسته خاص معرفی شده است که لازم است از آن‌ها اجتناب کنید:

وکیل. چنین شریکی سعی می‌کند هر چیزی را که احتمالش می‌دهد از قبل تعیین کند. او سعی خواهد کرد هر چیزی را که به فکرش می‌رسد در یک توافقنامه جای دهد. مشکل داشتن چنین شریکی در یک استارتاپ این است که او پیش از این که در واقعیت هنوز چیزی خلق شده باشد نگران تقسیم کردن آن خواهد بود. معنی این همه توافقنامه‌های تقسیم سهام چیست وقتی در ابتدا هنوز واقعاً چیزی برای تقسیم کردن وجود ندارد.

دوست. این نوع شریک در استارتاپ احتمالاً کسی است که پیش از کار کردن روی استارتاپتان او را می‌شناختید. او احتمالاً فرد واقعاً خوش‌مشربی است که استارتاپتان او را به وجد آورده است. او در ابتدا گفته است که عاشق ایده شما شده است. 6 ماه بعد، وقتی که دوره ماه‌عسل استارتاپ به پایان رسید، او شور و هیجان خود را از دست می‌دهد و دیگر مثل قبل سخت کار نمی‌کند؛ اما درعین‌حال او بر این باور است که نصف سهام به او تعلق دارد. (البته توجه شود منظور این نیست که نباید با دوستان خود ‌کسب‌وکاری را شروع کنید بلکه صرف این که با کسی رابطه دوستی خیلی نزدیکی دارید به این معنی نیست که او برای شما شریک کاری خوبی هم خواهد بود.)

نابغه. چنین شریکی احتمالاً به شدت باهوش است. حتی به مراتب باهوش‌تر از شما. او سخت هم کار می‌کند. احتمالاً در ابتدا شما شیفته این ترکیب شده‌اید؛ اما او آن قدر فوق‌العاده است که به شما حتی نیاز ندارد. در واقع او نمی‌تواند با هیچ‌کسی همکاری کند. در نتیجه شما با هم کار نمی‌کنید – پس داشتن چنین شریکی چه مفهومی دارد؟

فروشنده صرف. چنین شریکی روز و شب دوندگی می‌کند تا مشتری جذب کند و بازاریابی کند. این فوق‌العاده است، اما مشکل این جا است که او هیچ درکی نسبت به محصولی که شریکش می‌سازد ندارد. وقتی شریکی که کارهای فنی را بر عهده دارد سعی می‌کند به او توضیح دهد چرا جاواسکریپت باعث کندی شده است او فقط نگاه می‌کند بدون این که چیزی متوجه شود.

متفکر. چنین شریکی به دنبال این خواهد بود که مدام با هم استراتژی بریزید. او طرح‌های بزرگی برای متحول کردن صنعت خواهد داشت؛ اما او هیچ راه‌حل عملی برای جذب 1000 کاربر اولیه ندارد. او فقط بلد است حرف بزند تا این که عمل کند. بهتر است که او همان کار آکادمیک خود را ادامه دهد.

نظاره‌گر فرصت‌طلب. چنین شریکی همیشه در یک تب مرورگرش سایت کاریابی را باز دارد. او چندین اکانت فیسبوک دارد که در آن‌ها بسیاری از پروژه‌های جانبی خود را بازاریابی می‌کند. اکانت فیسبوک رسمی او چیزی در مورد این که استارتاپی را شروع کرده است نمی‌گوید. در هر لحظه‌ای ممکن است بدون هیچ اخطاری او برود و روی چیز دیگری کار کند. در واقع چنین فردی آن طور که باید به کاری که انجام می‌دهید باور ندارد و به این امید می‌ماند که شاید چیزی نصیبش شود.

انواع تعارض

اکنون که فرد (افراد) مناسب را پیدا کرده‌اید – هنوز هم در مسیر خود با تعارض مواجه خواهید شد. این که آن تعارضات استارتاپ شما را به نابودی بکشانند به این بستگی دارد که چگونه با آن‌ها برخورد کنید. بیایید نگاهی به متداول‌ترین تعارضات بیندازیم و این که چگونه با آن‌ها برخورد کنیم:

  • ایده من بهتره!

ایده‌ها بی‌ارزش‌اند. شیوه پیاده‌سازی همه چیز است. مجادله بر سر این مسئله را متوقف کنید. حتی اگر سعی کنید یک ایده بد را پیاده‌سازی کنید – خواهید دید که فراتر از آن چه که فکرش را کنید پیش خواهید رفت.

  • چه کسی باید تصمیم بگیره؟

مسئولیت‌ها را بین هم تقسیم کنید. بگذارید هر یک از شرکا درباره بخشی از مسائل تصمیم نهایی را بگیرد – تفویض مسئولیت‌ها برای سلامت شما نیز مفید است. در غیر این صورت قبل از این که خودتان متوجه شوید از پا در خواهید آمد.

  • من از تو سخت‌تر کار می‌کنم.

آرامش خود را حفظ کنید – البته مگر این که یک  روند دائمی وجود دارد که یکی از شرکا همیشه کمتر از بقیه کار می‌کند. این که دقیقاً همه به یک اندازه کار کنند خیلی دشوار است و اندازه‌گیری آن هم کار ساده‌ای نیست. شاید این هفته شریکتان نتوانسته فروشی داشته باشد، اما هفته بعد بزرگ‌ترین مشتری شما را جذب خواهد کرد.

  • این جا یا جای منه یا جای تو!

این مورد از همه بدتر است. بدترین چیز این نیست که یکی از شما قرار است از تیم خارج شود، بلکه این است که پیش از این که شرایط این قدر بحرانی شود احتمالاً مدتی دائماً در حال مشاجره بودید. اگر بقای این استارتاپ برایتان اندکی اهمیت دارد، این مسئله را هر چه سریع‌تر حل‌وفصل کنید.

  • ای وای، ما حتماً شکست می‌خوریم…

تقریباً هر روزی برای یک استارتاپ ممکن است روز مرگ آن باشد. به هر حال امکان شکست در پس ذهن هر کسی هست. پس چرا درباره‌اش حتی صحبت کنید؟ اگر کسی دراین‌باره صحبت کرد، او را متوقف کنید. شور و شوق شما بزرگ‌ترین دارایی شما است. اجازه ندهید شریکتان آن را از بین ببرد.

  • به هر کی چه می‌رسه؟

توافق جهت واگذاری سهام بسیاری از دعواها سر تقسیم سهام را برطرف می‌کند. اگر تازه کار خود را شروع کرده‌اید، سهام را به طور مساوی تقسیم کنید. هیچ دلیلی وجود دارد فردی که ایده را اول مطرح کرده سهم بیشتری ببرد. به هر حال یک ایده واقعاً چقدر ارزش دارد؟!

  • چه کسی آشغال‌ها رو جمع می‌کنه؟

این واقعاً مسئله‌ای پیش‌پاافتاده است. اصلاً نباید چنین چیزی مطرح می‌شد. در یک استارتاپ شما در هر جایگاهی خواهید بود از مدیرعامل گرفته تا مستخدم. اگر کاری لازم است انجام شود، تعلل نکنید و فقط انجامش دهید.

  • لازمه بیشتر استراتژی بریزیم

به قول پاول گراهام «به احتمال 9 از 10، استراتژی ریختن فقط یک نوعی از تعلل کردن است.» بهتر است کار اشتباه را انجام دهید تا این که هیچ کاری نکنید.

  • من ساعت 5 باید برم

اگر شرکا خارج از استارتاپ زندگی خودشان را دارند، لازم است به همه گوشزد کنید لازم است 100% وقتشان را صرف این کار کنند. شاید حتی لازم باشد شب‌ها هم در دفتر کارتان بخوابید.

تا این جا سعی شد مسئله تعارض بین مؤسسان یک استارتاپ تا حدی مورد بررسی قرار داده شود. در آینده به شکل مفصل‌تری به شیوه حل تعارضات بین اعضای یک تیم (به طور خاص تیم یک استارتاپ) پرداخته خواهد شد.

منبع: Funders and Founders

(213)

https://telegram.me/businesstrend
مهدی محمدزاده طهرانی مهدی دانش‌آموخته MBA از دانشگاه شریف و یکی از موسسان و دبیر ارشد مجله اینترنتی بیزینس‌ترند است.

Comment(7)

  1. واقعا ممنون بخاطر این مطلب
    خیلی ممنون همون طور که تو مطالب قبلیتون گفته بودم جدا به این پست نیاز داشتم
    خیلی ممنون بابت پاسخگویی تون

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا جای خالی را پر کنید Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.