Home دریچه نوشتن طرح تجاری وقت تلف کردن است. در عوض بهتر است این کارها را انجام دهید.
نوشتن طرح تجاری وقت تلف کردن است. در عوض بهتر است این کارها را انجام دهید.

نوشتن طرح تجاری وقت تلف کردن است. در عوض بهتر است این کارها را انجام دهید.

146
1

طرح تجاری خود را دور بیندازید. در عوض، بر روی تیمتان و این که هر چه زودتر وارد بازار شوید، تمرکز کنید.

اگر دارید وقت زیادی را صرف می‌کنید تا با دقت کامل یک طرح تجاری را آماده کنید که کمک کند مطمئن شوید مدل شرکت شما منطقی است و موفقیت‌آمیز خواهد بود – همین جا دست نگه‌دارید. این‌ها گفته‌های ویلیام هسو (William Hsu) از بنیان‌گذاران و مدیران MuckerLab است که یک مرکز رشد برای استارتاپ‌ها به حساب می‌آید.

هسو که هم کارآفرینی موفق و هم از مدیران اجرایی در AT&T و eBay بوده است، می‌گوید راه‌اندازی یک شرکت «حرفه‌ای برای افراد واقعاً غیرمنطقی است.  به احتمال قوی، ایده هر چه باشد شکست خواهد خورد. با ایجاد حایلی که واقعیت را تحریف می‌کند، کارآفرینان خودشان و کارکنانشان را متقاعد می‌کنند که این ایده خوبی است.»

با در نظر گرفتن این مسئله، او توصیه می‌کند:

1   به افراد توجه کنید، نه ایده‌ها.

به گفته هسو، همیشه یک تیم فوق‌العاده از یک ایده فوق‌العاده مهم‌تر است. «ما هیچ کدام بی‌نقص نیستیم و کارآفرینان معمولاً در چند چیز فوق‌العاده هستند، مانند دوراندیش بودن و پذیرای ریسک بودن.» کارآفرینان – به خصوص کارآفرینان در حوزه فناوری – از دو دسته خارج نیستند: یا مثل استیو جابز، دوراندیشانی هستند که بازار را درک می‌کنند ولی از نظر فنی آدم ماهری نیستند، یا مانند استیو ووزنیاک (Steve Wozniak) نوابغ فنی هستند که درکی نسبت به چگونگی عرضه به مشتریان ندارند.

به گفته هسو، در هر دو این موارد، وجود افراد فوق‌العاده در تیم می‌تواند هر حوزه‌ای را که یک کارآفرین در آن ضعف دارد پوشش دهد. «ما در یک استارتاپ بالقوه به دنبال سه چیز هستیم: بازار، تیم و ایده کلی. تیم به مراتب مهم‌ترین عنصر است و پس از آن در جایگاه دوم بازار قرار دارد. خود ایده در بین این سه کمترین اهمیت را دارد.»

2   به سرعت توجه کنید، نه بی‌نقص بودن.

هسو می‌گوید: «فرضیه‌ای که در مورد بازار دارید، هر چه باشد، اساساً به احتمال زیاد اشتباه است. از هر 30 استارتاپ یکی موفق می‌شود – و آن هم پس از این است که تامین مالی شده باشد. این بدین معنی است که کارآفرینان نیاز دارند محصولی را به هر شکلی که می‌توانند هر چه سریع‌تر وارد بازار کنند، حتی اگر 10% چشم‌انداز اولیه محقق شده باشد. آن‌ها باید آن را تست کنند تا ببینند آیا با بازار سازگاری دارد، آیا با مشتریان همخوانی دارد، و محصول چیزی است که مشتریان حاضر باشند در نهایت برای آن پول پرداخت کنند.»

او می‌گوید، سپس باید بر اساس پاسخی که از بازار دریافت کرده‌اید اقدام کنید و اصلاحات لازم را انجام دهید. «شما باید هر چه سریع‌تر این کار را تکرار کنید… هر چقدر فرصت بیشتری داشته باشید، بهتر است. پس تیمی که بتواند سریع‌تر عمل کند و با گوش دادن به مشتریان بیشترین ارتباط را با آن‌ها ایجاد کند، پیروز خواهد شد.»

به دلیل نیاز به این تکرار سریع، هسو توصیه می‌کند تیمی را ایجاد کنید که تمام توانایی‌های طراحی، فنی و مربوط به محصول را که نیاز دارید پوشش دهد. «یک کارآفرین نباید این وظایف را برون‌سپاری کند، زیرا این کار به این معنی است که هر تکرار تازه‌ای هزینه‌ای را به همراه دارد که سرمایه شما را مصرف خواهد کرد. هر قدم باید شما را به موفقیت نزدیک‌تر کند، نه به شکست.»

3   به چشم‌انداز توجه کنید، نه طرح.

هسو می‌گوید: «بسیاری از کارآفرینان یک دسته راهکار بی‌نقص، یک طرح تجاری عالی، و یک مدل مالی بی‌نقص دارند. ولی تنها همین‌ها را دارند. آن‌ها فکر می‌کنند راه‌اندازی یک کسب‌وکار یعنی داشتن یک طرح تجاری. ولی کارآفرین بودن یعنی این که گام‌به‌گام آینده را بسازید.»

آیا این بدین معنی است که شما هرگز نباید نظری به پیش روی خود داشته باشید؟ به گفته هسو به هیچ‌وجه نه. «وقتی دو یا چند بنیان‌گذار وجود دارند، مهم است که همه آن‌ها روی یک تکه کاغذ، یا یک تخته تمام مسائل محوری را که همه بر سر آن توافق دارند، بنویسند. لازم است آن‌ها بر روی چشم‌انداز خود و این که مسیر موفقیت چگونه خواهد بود توافق داشته باشند. ولی وقت خود را صرف آماده کردن یک سند 40 صفحه ای نکنید. به نظر من بهتر است شما از آن زمان استفاده کنید و در عوض با 10 مشتری بیشتر صحبت کنید.»

شما چه نظری در این زمینه دارید؟ آیا از نظر شما لازم است که یک استارتاپ وقتی را صرف کند و یک طرح تجاری دقیق و قاطعانه بنویسد، یا تنها این که چارچوب‌های کلی و به عبارتی نقشه راه مشخص باشد کافی است؟ آیا اصلاً در دنیای پرتلاطم امروز یک طرح تجاری که مثلاً تا دو سال آینده را پیش‌بینی کرده است تا چه حدی می‌تواند با واقعیت انطباق پیدا کند؟ اما در مقابل بدون نوشتن یک طرح تجاری چگونه می‌توان سرمایه‌گذاران را متقاعد نمود تا یک استارتاپ را تأمین مالی کنند؟

 در پست بعدی در این زمینه به مقایسه دیدگاه هسو به عنوان کسی که معتقد است دیگر دوره نوشتن طرح تجاری به پایان رسیده است و دیدگاه دیوید اف. مکشا (David F. McShea) پرداخته شده است که نظری مخالف با هسو دارد.

منبع: Inc

(146)

 
https://telegram.me/businesstrend
مهدی محمدزاده طهرانی مهدی دانش‌آموخته MBA از دانشگاه شریف و یکی از موسسان و دبیر ارشد مجله اینترنتی بیزینس‌ترند است.

Comment(1)

  1. کاملا با این موافق هستم که افراد تیم از خود ایده مهم تر هستند. این رو بارها در عمل تجربه کردم که وقتی بهترین ایده ها که روی کاغذ تو رو به هدف می رسونن، با به کار گیری یک تیم اشتباه ، مسیری کاملا متفاوت رو پیش گرفتند. فکر می کنم واقعا یکی از مهمترین مسائلی که یک کارآفرین باهاش روبرو می شه ، مسئله ی سرمایه انسانی باشه. بعد از اون مسئله بازار میاد وسط. متاسفانه هر دوی اونها هم متغییرهای برون دادی هستند که خیلی وقت ها کارآفرین نمی تونه اون ها رو کنترل کنه.

     

LEAVE YOUR COMMENT

Your email address will not be published. Required fields are marked *

لطفا جای خالی را پر کنید Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.